نگاشته شده توسط: سيدمحمد فخار | فوریه 22, 2009

تشویش

این روزها که می گذرد، یک در میان شادم،

 این روزها که نمی گذرد، یک در میان غمگین،

این روزها ولی می دانم همیشگی نیست، شادم،

طول دارد اما هر روز و شبش، غمگین،

این روزها همین که تو می دانی ، شادم،

حالا وصفم روزمرگی ست، حالم تکرار،

دیگر شعر ندارم برای به یاد آوردن، برای برای تو خواندن،

این روزها شادم/غمگین، این روزها غمگینم/ شاد…

 

q


پاسخ‌ها

  1. سلام علیکم برادر ناپدید!
    مگراینکه جهت نشان دادن غیرت برای آبجی محترم سری به ما بزنید!
    ببینم استاد حالا مگه ایراتی داره که ما توی وبلاگ آبجی شوما کامنت بذاریم. جنابعالی که نگاهی به فقیر فقرا نمیندازید. می خواستیم ببینیم بلکم لطف خواهر بزرگوارتون بیشتر از شوما بود.

  2. سلام جناب محمد فخار
    حالتون خوبه؟
    من میلاد هستم و همونطور که میبینید آدرس وبلاگم با آدرس وبلاگ قبلی شما فقط در یک حرف فرق داره. وبلاگ من میشه گفت یه جورایی دانشجوییه و خیلی پیش میاد که آدرسمو به دیگران بگم ولی متاسفانه خیلی ها بخاطر تشابه آدرسم با آدرس شما، اونو اشتباه میگیرن!
    میخواستم ازتون خواهش کنم اگه امکان داره یه پست به اون وبلاگتون اضافه کنید و وبلاگ من رو با عنوان “دانشجویان دانشگاه طبری بابل” معرفی کنید. خیلی خیلی ممنونتون میشم
    در ضمن خوشحال میشم لینک هم باشیم…

  3. سلام خوبید؟
    دفعه قبل یادم رفت نظرمو بگم درباره این پست. این تضاد خیلی زیبا به تصویر کشیده شده.
    اینو هم می خواستم بگم که هزار ساله taggedبرای من پیغام میده که تو رو خدا برو پیغاماتو بخون . ظاهرا دو تا پیغام هم از شما دارم. اما چون فیلتره نمی تونم برم بخونم. من چه کنم الان؟؟؟

  4. اين روزها كه مي گذرد تو نيستي!

  5. راست ميگي اين روزهاكه ميگذره و مي خواد مثلا سالو عوض كنه(كه چي به شه!)منم ديگه نيستم! كي هست كه من باشم

  6. سلام. همين.

  7. سلام
    سال نو مبارک!
    با بهترین آرزوها و دعاها در ابتدای این سال برای شما برادر عزیز و خانواده محترم.

  8. خدا رحمتشون كنه.


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته‌ها