نگاشته شده توسط: سيدمحمد فخار | آوریل 20, 2008

و می گذرد

این روزها که می گذرد، سرم گرم است به سیاستی که کارم شده

و کاری که حالم شده و حالی که ندارم

و امیدی که هیچم به هیچم نگذاشته است.

و من شادم که تو را از سرنوشتم کنار گذاشته ام برای مبادا.

حالا تو برای مبادایم مانده ای و من با اینان روزم شب می شود

 و شبم روز …

مصا�به با مجید انصاری


پاسخ‌ها

  1. سلام استاد
    روز و روزگار خوش میگذره؟
    با مبادا… شاید… آره خب اینم یه جورشه…
    راستی طرحی که فرستادم به دستتون رسید؟

  2. تو اينجا كه خيلي خارجه برات كامنتي گذاشتم كه خوب گويا چون خيلي سياسي بود خدا به من رحم كرد و ثبت نشد.
    چه خبر از دور دوم انتخابات؟ شنيدم حوزه ها تركيدن از شلوغي؟
    اصلا بي خيال! خودت خوبي؟

  3. آها!
    گفتي اگه با اين اسم كامنت بذارم عكسم ظاهر مي شه؟

  4. سلام
    به روزم
    سر بزنی خوشحال می شم

  5. سلام
    به روزم
    سر بزنی خوشحال می شم.

  6. سلام رفيق!
    خبر فوری/ انتشار يك ويروس زگيل به نام «Important» حاوي هرزنامه، اخيرا هزاران دستگاه رايانه در ايران را آلوده كرده است…

  7. سلام
    من از اين همه لطف شما خجالت مي كشم و خجالت مي كشم و خجالت مي كشم …

  8. خاک به سرم!!! نزن این حرفا رو!!! فردا پس فردا باید بیایم هی تو زندان ملاقاتت که!!!! کمپوت از کجا بیارم تو این گرونی!!!

  9. سلام سیدجان!
    خوبی..!؟
    تو که هوای مارو نداری و به ما سرنمیزنی لا اقل یه چیزایی بویس که دو روز دیگه ما که سرمیزنیم اینجا دست خالی نمونیم!!
    خوب مینویسی اما…به حق!؟ نمیدونم!

  10. in niz bogzarad……..


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته‌ها